ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٠  کلمات کلیدی: دانستنیهای حیوانات 2

دانستنیها حیوانات

- داندنهای تمساح در همه سنین عمر دوباره در میاید.
- جانوری موسوم به ?راکون? قبل از صرف غذا، حتما باید ابتدا غذای خود را با آب بشوید.
- یک زنبور ناگزیر است دو میلیون دفعه روی گلها بنشیند تا بتواند یک لیوان عسل تولید کند.
- مار ناشنوا ست و محیط اطراف خود را با ارتعاشاتی که از زمین دریافت میکند احساس میکند.
- زالو در یک دفعه ۲ تا ۳ سانتیمتر مکعب خون می مکد و بعد از آن یک سال تمام چیزی نمیخورد.
- کنه که حشره ای ریز است، میتواند یک سال تمام بدون غذا زنده بماند.
- شاخ گرگدن گر چه شبیه استخوان است اما در واقع توده ای از موهایی است که محکم در هم تنیده شده است.
- زمانیکه گورخرها گله ایی در کنار هم می ایستند با خطهایی که به بدن دارند در همدیگر ادغام میشوند و این باعث میشود که حیوانات درنده نمیتوانند جهت شکار آنها تمرکز حواس کنند.
- طول بدن تمساح به ۵ متر و وزن آنها بیش از پانصد و بیست کیلوگرم هم می رسد تمساح ها براحتی در آب شنا میکنند و با بستن پرده گوش و بینی خود میتوانند بیش از یکساعت نفس خود را در سینه حبس کنند و زیر آب بمانند.
- اسب های آبی میتوانند مسافت کوتاهی را با سرعتی برابر ۳۰ کلیومتر در ساعت بدوند با این تصور که اسب های آبی وزنی در حدود سه تن دارند.
- بعضی از جانوران براینکه بتوانند بخوابند علاوه بر چشم، گوشهای خود را نیز می بندند تا صدا کمتر مزاحم خواب آنان بشود.
- یک فیل قادر است پنج تن بار را به آسانی به پشتش حمل کند.
- فقط پشه ماده نیش میزند و از پروتئین خون میکده شده جهت تخم گذاری استفاد میکند.
- بزرگترین نهنگ جهان به نام نهنگ آبی رنگ که ۳۳ متر طول و ۱۸۰ تن وزن دارد، چند سال پیش در آبهای خلیج فارس مشاهده شده است.
- خرچنگهای ماده پس از جفتگیری، زوج خود را میکشند و میخورند.
- دوران بارداری در فیل ۲۱ ماه است.
- یک نژاد خاصی از خفاشها به نام هومل، کوچکترین پستاندار روی زمین هستند این نوع خفاش وزنش بیشتر از ۲ گرم نیست.
- تند روتر ین جانور روی زمین چیتا یا همان یوزپلنگ است که در دشتهای افریقا یا جنوب آسیا از جمله ایران زندگی میکند. گفته میشود که این جانور قادر است بیش از پانصد متر را طی پانزده ثانیه بپیماید د به عبارت دیگر، سرعت او در حدود ۱۲۰ کلیومتر در ساعت است.
- فیلها قدرت بینایی ضعیفی دارند، به طوری که شبها بچه خود را با کفتار اشتباه میگیرند.
- چشمان موش کور به کوچکی انتهای سوزن ته گرد است و فقط تاریک و روشن را نشان میدهد.
- فقط قورباغه های نر قور قور میکنند.
- در آفریقای جنوبی، اسب آبی در مقایسه با دیگر حیوانات، باعث بشترین تلافات جانی در بین انسانها میشود.
- تمساح نمی تواند زبانش را بیرون بیاورد.
- وزن مغر فیل ۱۰۰۰/۱ وزن اوست.
- زرافه میتواند با سرعت ۵۷ کیلومتر در ساعت بدود.
- یک سوسک، بدون سر میتواند ۹ روز زنده بماند قبل از اینکه از گرسنگی بمیرد.
- فیل تنهاحیوانی است که نمی تواند بپرد.
- چشم شترمرغ بزرگتر از مغزش است.
- قوه چشایی پروانه ها در پاهای آنان تعبیه شده است.


 
 
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦  کلمات کلیدی: دانستنیهای حیوانات 2

در بین ماهی ها – حتی بین ماهی های یک گونه – ممکن است برخی دارای هوش بالایی بوده و برخی چندان بهره ای از هوش نبرده باشند.

مدتی قبل تعدادی ماهی از جمله چهارparrot Fish ( طوطی ماهیِ )، دو پنکوسی،تعدادی گلدفیش، دو گوآرامی و چند بچه ماهی اسکار داشتم. یکی از مسائلی که در ابتدا هنگام غذا دادن به ماهی ها متوجه شده بودم و حتماً همه شما نیز چنین حالتی را تجربه کردید این بود که پس از مدت کوتاهی آنها مرا به عنوان صاحب خود به طور دقیق می شناختند و حتی در مقاطعی که غذای آنها را روزانه بطور منظم و دقیق می دادم در همان ساعت بخصوص شاهد تغییر واضحی در حالات و حرکات آنها بودم ( حتی اگر بدون غذا در مقابل آکواریم می نشستم )

اما نکته جالب تر اینکه آنها علاوه بر خود من نوع غذایی را که قصد دادن آن را داشتم نیز تشخیص می دادند. مثلاً یک جفت ماهی اسکار بزرگ داشتم که از وقتی کوچکتر بودند فقط به خوردن ماهی جوبی عادت کرده بودند و زیاد تمایلی به خوردن دل گاو از خود نشان نمی دادند. بزرگتر هم که شدند ماهی کیلکا برایشان می انداختم. طوری که هر کدام هر روز یک وعده یا گاهی دو وعده، یک ماهی کیلکای کامل را می خوردند. در عوض طوطی ماهی ها و بچه اسکارها علاقه شدیدی به دل گاو داشتند و گوآرامی ها و گلدفیش ها هم بیشتر به غذاهای روی آبی و یا نوزاد میگو تمایل داشتند.

و اما نکته ای که برایم جالب بود این است که هر گاه با ظرف محتوی ماهی کیلکا جلوی آکواریم می نشستم، فقط همان دو ماهی اسکار بودند که با حرکات جالب خود در جلوی شیشه و نگاه مستقیم به من و ظرف ماهی بیصبرانه انتظار غذا را می کشیدند. بلافاصله وقتی که با تکه ای دل گاو جلوی آکواریم می نشستم در فاصله ای که مشغول ریز کردن آن بودم، طوطی ماهی ها و بچه اسکارها که تا قبل از این به حرکات معمولی و همیشگی خود مشغول بودند، خود را بیصبرانه به اصطلاح به در و دیوار می کوبیدند و یکدیگر را کنار می زدند تا شاید اولین قطعه گوشت نصیبشان شود. در تمام این مدت گوآرامی ها و گلدفیش ها وضعیت طبیعی خود را داشتند. آنها هم ظرف صورتی رنگ محتوی غذای خود را خوب می شناختند بطوری که وقتی همراه آن ظرف به آکواریم نزدیک می شدم هنوز کاملاً جلوی آکواریم مستقر نشده، با تجمع ملتمسانه آنها روبرو می شدم که چشم به ظرف غذا دوخته بودند. تا اینجا شاید نیاز خاصی به هوش سرشار احساس نشده باشد و بتوان گفت که با اندک درکی که هر حیوانی دارد قادر به شناسایی اینگونه موارد است که ارتباط مستقیم با نیازهای طبیعی آنها دارد. درواقع همان کمی هوش برای شناسایی یک چنین موقعیت هایی کافی بنظر می رسد.

و اما ماهی با هوش؛ برخی ماهی ها واقعاً هوش سرشاری دارند و از این لحاظ یک سرو گردن از بقیه گونه ها و حتی از همنوعان خود بالاترند. به عنوان نمونه می توانم یکی از بچه اسکارهایم را نام ببرم که با حرکتش بی نهایت من را شگفت زده کرد. یک روز که حال و حوصله ام برقرار بود و با علاقه و توجه به ماهی ها غذا می دادم با کمال تعجب متوجه شدم وقتی دل گاو را درون آکواریم می ریزم در بین همه پَروت ها و بچه اسکارها که به طور طبیعی وعده ای را که نصیبشان می شد می خوردند، یکی از بچه اسکارها با حرکاتی سریع و زبلانه تکه های بزرگ گوشت را از جلوی دهان بقیه هم که شده شکار کرده و بسرعت فرار می کند و به پشت یکی از سنگها که به گوشه آکواریم تکیه داده شده بود پناه می برد. پیش خودم از زبلی این بچه اسکار خوشم آمد. ولی وقتی کمی بیشتر دقت کردم دیدم که خیلی زودتر از حالت طبیعی دوباره به دنبال غذا آمده و هنوز بقیه فرصت کامل بلعیدن لقمه اول را پیدا نکرده اند، این بچه اسکار به همین ترتیب، سه چهار تکه غذای بزرگ شکار می کند. هر چه فکر کردم نتوانستم قبول کنم که به این سرعت میتوانداین غذاها را بخورد این بود که به گوشه آکواریم رفتم و با کمال تعجب دیدم که این غذاها را پشت آن سنگ برده و در گوشه ای رها می کند و بسرعت برمی گردد. آنقدر این کار را تکرار می کند تا تکه گوشت های شناور در آب تمام می شود و دراین هنگام که ماهی ها از یافتن یک لقمه چرب و نرم دیگر ناامید می شوند و به دنبال خرده غذاهای ریز ته آب می روند، بچه اسکار زبل به پشت آن سنگ رفته با تکه های چرب و نرم گوشت حسابی برای خود جشن می گیرد و به سختی هم از آن ناحیه دفاع می کند. کار دفاع هم زیاد سخت نیست، چون زورش به علت تغذیه خوبی که داشت به سایر بچه اسکارها می چربید و از ناحیه ماهی های بزرگتر هم نگرانی نداشت، چون به علت بزرگی، اصلاً نمی توانستند به قلمرو تنگ و باریک او حتی نزدیک شوند. ( وقتی که این موضوع را با همسرم و سایر افراد خانواده در میان گذاشتم تا مدتی از غذا دادن به ماهی ها محروم بودم، چون آنها که تا آنروز چندان تمایلی به اینکار نشان نمی دادند، تا مدتی موقع غذا دادن به ماهی ها که می شد، همگی جلوی آکواریم صف می کشیدند تا شاهد این صحنه ها باشند !)

و اما چه بگویم از ماهی های کودن!!!. به عنوان مقدمه بگویم که من در ابتدا دو بچه پَروت سرخ رنگ داشتم که به مرور بزرگ شدند و مشخص شد که هر دو ماده هستند، ولی چون خوشرنگ هستند و بسیار به آنها علاقه مند شدم به فکر تعویض هیچ کدام نیافتادم و دو بچه پَروت زرد هم خریدم که اتفاقاً این دفعه هر دو نر از آب در آمدند. خلاصه اولین ماجرا نحوه غذا خوردن این دو بچه پَروت بود. یکی با هوش معمولی و دیگری آخر خپلی. هر دو را یک اندازه انتخاب کرده بودم ولی الان اندکی اختلاف سایز دارند و مربوط می شود به نحوه غذا خوردن آنها. اولی مثل همه ماهی ها غذا می خورد، ولی دومی که من فکر می کنم بجای هوش صفت طمع در عقل او تزریق شده، وقتی که غذا به آکواریم ریخته می شود، بسرعت و شاید به اصطلاح خودش با زرنگی تمام، به سمت بزرگترین تکه گوشت حمله ور شده و آنرا به دهان می گیرد. ولی لقمه بزرگتر از دهان گرفتن عاقبتش بهتر از این نمی شود. بله ، این پَروت مثلاً زرنگ ما، وقتی از خوردن تکه گوشت بزرگ مأیوس می شود که دیگر لقمه ای اندازه دهانش باقی نمانده است و تنها چیزی که برایش می ماند ناکامی است و گرسنگی. (حالا بماند که چقدر تلاش می کنم که این پَروت کودن را به طور اختصاصی سیر کنم) و اما بشنوید از دست گل جدید این ماهی خپل که مدتی است او را بی خانمان هم کرده. این جریان مربوط به همین اواخر است. در واقع مدتی پیش ماهی های اسکار را به علت رشد زیاد و نیاز به فضای بیشتر فروخته ام و از زمان فروختن آنها، یکی از پَروت های ماده که ظاهراً دیگر عامل مهاجمی در آکواریم احساس نمی کند، به تخم افتاده و تقریباً هر سه هفته یکبار تخم می کند و جالب اینکه در موعد هر تخم ریزی، دو بچه پَروت زرد بر سر جفت شدن با او رقابت می کنند و جالب اینکه در سه یا چهار مرتبه ای که این اتفاق افتاده فقط یک بار آنهم همان اول پَروت خپل ما برنده شده بود. ( که خود جای تعجب دارد) به هر حال این جریانات می گذشت تا ماه پیش که دکوراسیون آکواریم را تغییر دادم و بعد از تمیز کردن آن یک کوزه بزرگ در یک گوشه آکواریم قرار دادم، چون می دانستم که پَروت ها به کوزه علاقه شدیدی دارند. خلاصه یک طرف دیگر آکواریم هم دستگاه تصفیه دست سازی را که حدود 45 سانت طول دارد بطور مایل قرار دادم و یک سنگ به دیواره آن تکیه داده ام که فضایی شبیه غار بوجود آورده است. ( البته این قسمت از اول به همین شکل بود) برایم جالب بود که بدانم کدام یک از پَروت های ماده کوزه را برای خود تصرف خواهد کرد. بالاخره بعد از اینکه مدتی اوضاع داخل آکواریم را بررسی کردند آن یکی که تخم ریزی نمی کند جرأت کرد وارد کوزه شود و آن را صاحب شد. ( به همین راحتی !) خلاصه مگر کوزه را ول می کرد. ماهی تخم گذار هم تازه فهمید چه فرصتی را از دست داده. (بخصوص اینکه داخل کوزه امن ترین جا برای تخم ریزی بود و خودم هم بیشتر دوست داشتم ماهی تخمگذار آن را تصرف کند، چون به هر حال همانطور که می دانید تخم پَروت ها بعلت عدم توانایی 99% از نرهایشان، باز نمی شود و با توجه به این مسئله که بعد از چند روز تخم ها به علت تجمع باکتریها سفید می شوند و باعث آلودگی آب می گردند، خارج کردن آنها هم به این شکل راحت تر بود) خلاصه ماهی تخمگذار هم شاید به همین تصور که محیطی امن برای تخمگذاری بدست آورد، بر سر فتح کوزه روی به جنگ آورد. ولی بعد از چند روز کشمکش ناامید شد و به همان فضای غار مانند زیر لوله تصفیه قناعت کرد. اوضاع آرام شد و پَروت تخمگذار هم برای اوقاتی که احساس می کرد نیاز به تنهایی دارد به پناهگاه خودش می رفت. و اما بشنوید از وضعیت بچه پَروت های نر. پَروت بزرگتر که طبق معمول همیشه با ماهی تخمگذار بود گهگاه به پناهگاه او می رفت ولی ماهی ماده دیگر حتی فرصت نزدیک شدن به دهانه کوزه را هم به او نمی داد. این در حالی بود که پروت نر خپل، که شانس به او روی آورده بود، بدون دردسر می توانست داخل کوزه رفت و آمد نماید. ولی مگر کودنی می گذارد کسی با شانس هم به جایی برسد. بله، این اوضاع به همین منوال بود تا این دفعه آخر که ماهی تخم گذار، تخم ریزی کرد. ( البته احتمالاً به دلیل جریانات آب زیر تصفیه ترجیح داده بود تخمهایش را در قسمت دیگری از آکواریم بگذارد ). و اما نکته جالب توجه این بود که این بار ماهی کودن ما بالاخره موفق شده بود که در رقابت پیروز شود و او بود که به عنوان جفت ماهی تخمگذار از تخمها مراقبت می کرد! حتماً حدس زدید چطور؟

بله، ظاهراً ماهی نر زرنگ از این فرصت استفاده کرده و با کوتاه آمدن و تعویض جفت بالاخره به رؤیای خودش که رسیدن به کوزه بود دست یافت. جالب تر از همه اینجاست که حالا بعد از تمام شدن قضیه تخم ها طوطی ماهی خپل ما نه اجازه ورود به کوزه را دارد و نه طوطی ماهی تخم گذار او را به پناه گاه خود راه می دهد. خلاصه حسابی از اینجا رانده و از آنجا مانده شده است و ویران و سرگردان و بی خانمان در آکواریم پرسه می زند.